


گاهی بغض خر گلویت را میگیرد و ول نمی کند
نه می ترکد
نه فرو میرود
خدایا
دیگه حتی ...
نمی دونم خوبه یا بده
ولی امیدم رو به آینده دیگه از دست دادم
خدایا
من جام توی این عالم کجاست؟
خدایا ممنون
همین اندک حرکتی که کردم
همین یه خورده راه افتادن
خیلی روحیه ام رو بهتر کرد
حتی اگه درحد یه اتاق مرتب کردن باشه
یا دو صفحه قرآن خوندن
یا حل شدن یه ناراحتیه پنهان شده در عمق روحم( این چیز کمی نیست به شرط اینکه واقعی باشه)
ممنون خدایا
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود ها رو خوب می بینم
ولی گاهی نگفته قرعه به نامم میشود را نمی بینم
بین این همه آدم که عاشق آقان چرا باید به من زنگ بزنن از خواب بیدارم کنن بهم بگن: میای دیدار آقا یا نه؟
چرا اینو ندیدم؟
چرا ؟
خدایا ممنون به خاطر همه ی ندیده هام
ممنون به خاطر اینکه وقتی ندیدم روزیم رو قطع نکردی
ممنون که به خاطر گناهام ولم نکردی
ممنون خدایا
ممنون که حتی توی شکرت هم یه لذت عمیق گذاشتی که من الان از شدت شعف می تونم به همه عالم لبخند بزنم
خدایا ممنون
گاهي گمان نمي كني ولي مي شود،
گاهي نمي شودکه نمي شود كه نمي شود؛
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است،
گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود؛
گاهي گداي گداي گدايي و بخت نيست،
گاهي تمام شهر گداي تو مي شود...
خدایا
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
خب نمیشه
نمی تونم
خب دلم مادر می خواد
خب حضرت زهرا مادر من نمیشه
اصلا می خوام جبر گرا بشم
هیچی دست من نیست
تقصیر من نیست
نمی تونم آدم بشم
امام رضا منو نمی خواد
نمی تونم خیالبافی نکنم
نمی تونم درس بخونم
نمی تونم...
نمی تونم آدم باشم
سخته
آدم بودن اراده می خواد
آدم بودن ...
دیگه چی می خواد که من ندارم
از همه جا رونده
از همه جا مونده
خدایا هیچ جایی رو ندارم بهش پناه ببرم
خدایا
قلبم
وقتی از ناراحتی هام حرف میزنم از خودم متنفر میشم
وقتی همه چی تکراری میشه
وقتی...
خدایا
یه ذره آرامش
یه ذره
سنگ شدم
بی خیال
بی روح
بی غیرت
خدایا
من هیچ کسو ندام
اللهی و ربی و مولای
من لی غیرک؟
خدایا
در حسرت نوشتن دارم می سوزم
ولی نمیشه
نمی تونم
انگار ...
نمی دونم
خدایا
اوج فاجعه رو اونجا میشه فهمید
که هنوز دارم زندگی میکنم
غرق در روزمرگی ها
غرق در خیالبافی ها
بدون کمترین تلاشی برای رشد
خدایا گریه که می کنم
زمانی که حقیقت به این میرسم مه توی دنیا هیچ کس رو ندارم
زمانی که توی ذهنم مرور می کنم آدمای پیرامونم رو
مامان
بابا
عاطفه
.
.
.
و میبینم هیچکدوم رو ندارم
بازهم اونقدر تحت تسلط شیطان هستم که نیام سمت شما
نمی دونم چرا؟
شاید خسته ام از تکراری بودن این سیر
شاید که نه
حتما
خدایا
دوباره افتادم به فیلم دیدن
سه فیلم توی دو روز
شاهکارم من
درس؟
باد هوا
قرآن؟
آخرین بارشو یادم نیست
کارای بسیج؟
سمبل کاری
فلسفه؟
لطفا چیزی نپرسید
مطالعه؟
سوال بعد لطفا
عبادت؟
به نمازهام برسم هنر کردم
من دارم چه غلطی می کنم؟
داغونم
چرا از خجالت نمي ميرم؟
ابي عبدالله
حسين
اميييرم
اللهي برات بميرم
اللهي برات بميرم
ابي عبدالله حسين...
دلم عجيب بي قراره...
انگار منتظر چيزي باشم
نمي دونم
كلا ريختم به هم
خوشحال كه شدم
ولي ترسيدم
خجالت كشيدم
ناراحت شدم
ولي در كل خوشحال شدم
من سعي كردم كار درست رو انجام بدم
خدايا شما خودتون شاهد بوديد و ديديد
من تلاش كردم
الان هم نمي دونم خطايي اتفاق افتاده يا نه ولي مي ترسم
خدايا...
مادر
نشد
نتونستم
احتیاج به یه قوه نگه دارنده بیشتر هست
کم آوردم
مثل هممیشه شرمنده
خدايا
هيچي نمي گم
فقط احساس مي كنم شدم مثل يه تيكه فلزي كه از بس سرد و گرم شده از قيافه افتاده
از ارزش افتاده
خسته شدم از اين همه...
خدايا كمك
خدایا شب عاشورا به یه چیزی فکر کردم که هنوز یقم رو ول نکرده
چه آبرویی برده شمر از مسلمونا
و همین طور عمر
و ابوبکر
شمر سرباز امیرالمومنین بود
جانباز بود
داشت شهید میشد
بعد شد قاتل امام حسین؟
خدایا از کجا تا کجا؟
می ترسم
خیلی
هنوز هم جرات دعا برای ظهور رو دارم؟
نمی دونم
خدایا
اگه عمر سعد اون انتخاب رو نمی کرد
یا عقب تر
اگه عمر و ابوبکر با اسامه رفته بودن
اگر بعد از رسول الله ، امیر المومنین حاکم میشد
اگه دنیا سیر منطقیش رو طی می کرد
اگه...
اونوقت ما الان کجا بودیم؟
اونوقت الان اصلا سنی وجود نداشت
خدایا
شمر می دونست کاری که می کنه سر نوشت یه آدم رو ۱۴۰۰ سال بعد تحت شعاع قرار میده؟
خدایا فرقااااااان
از بد جايي خوردم
احساسات چقدر زود تغيير مي كنند
گاهي در اوج نااميدي
گاهي در اوج خوشحالي
هيچوقت در حالي كه احساساتت توي اوجه تصميم نگير چون وقتي احساساتت فروكش كرد خيلي از خودت بدت مياد
نبايد اينطوري مي شد
من ...
چقدر من برام بزرگه
چقدر خودبينم
اه
خدايا
معني نياز رو مي دونيد
من نيازمندم
ولي جرات سوال ندارم
نه از روي كبر
كه از روي جهل
كه نمي دونم خير چيه
براي همين فقط خير مي خوام
يا
اگه چيزي رو خواستم مي گم: اگر خيره
خدايا
دوتا چيز رو با جرات مي خوام چون مي دونم كه حتما درشون خير هست
يكي : اللهم عجل لوليك الفرج
يكي هم: اللهمم اجعل عواقب امورنا خيرا( خدايا مراقب علي هم باش لطفا)
خدايا
اگر خيره
اگر هم به صلاح منه و هم جامعه
دلم مي خوام شهيد بشم
خدايا: اللهم ارزقنا توفيق الشهادة
مي دونم برا اين خواسته كمم
ولي شما كه بزرگي
لياقتش رو هم بهم بده
خدايا بازم همون حرف قبلي
هرچي خيره
نه خير براي من
بيشترين خير براي همه
خدايا
كمك
دلم عجيب گريه مي خواد
يه روضه
چراغاي خاموش
يه دل شكسته
بعد بذاري اشكات همين طور روي گونه هات سر بخورن و بيان پايين
اونقدر روضه خون بخونه
و اونقدر تو گريه كني
كه ازت هيچي نمونه
مادر
دلم تنگ شده
براي مادريتون
براي نوازشاتون
مادر
خيلي تنهام
كمكم مي كنيد؟
خيلي خسته ام
خيلي مي ترسم
خيلي دلزدم
خيلي نااميدم
خيلي تكراري ام
مادر
منو از اين همه خيلي ها در مي آريد؟
از اين همه روزمرگي ها؟
مادر
از خودم خيلي بدم مياد
خدايا
دوباره به اينجا رسيدم
به بيهودگي
جاي بديه
خدايا كمك مي كني؟
خدايا
همين
اني افوض امري الي الله
بايد عاقل باشم
آدم باشم
نبايد اجازه بدم خيلي ذهنم رو درگير كنه
خدايا
كمكم مي كنيد عاقل باشم؟
خدايا ممنون
چند روز بود كه اشك نريخته بودم
انگار چشمام حسوديشون مي شد
خدايا
از خيلي جاها دلم گرفته
انگار دوباره داغم تازه شد كه عيد حرم نبودم
خدايا
كمكم كنيد
خواهش مي كنم
خدايا من دارم تلاش مي كنم
ولي من مگه تنهايي چقدر مي تون برم
مي دونم تا حالا هم تنها نبودم
ولي الان به حضورتون بيشتر احتياج دارم
خدايا
اللهي و ربي و مولاي
من لي غيرك؟
مثل آب می مونه
آروم آروم نفوذ می کنه
نمی دونی چطور باید جلوش بگیری
هی می گی الان
الان
الان
خدایا کمکم کنید
می ترسم
نمی خوام دوباره همه چی از اول شروع بشه
خدایا
اگر بخوام غر بزنم
ناله کنم یا هر چیز دیگه ای، حرف زیاده
ولی الان می خوام یه چیز دیگه بگم
خدایا ممنون
به خاطر اینکه خودتون رو به من دادید
به خاطر اینکه وقتی وب گردی می کنم می بینم آدمایی که شما رو ندارن تازه می فهمم چه گنجی دارم که خیلی ازش غافلم
خدایا ممنون
ممنون به خاطر اون مشهد فوق العاده که منو خواستین
ممنون به خاطر همه چیزایی که لیاقتشو نداشتم ولی بهم دادین
ممنون به خاطر اینکه به غیر حساب دادین
خدایا وقتی دارم ناله می کنم
یا ناراحتم
یا هرچی دیگه
به این معنی نیست که فراموش کردم اونایی رو که بهم دادین
نه
فقط در نهایت پررویی بیشتر می خوام
واجازه این خواستن بی نهایت رو خودتون بهمون دادین
خدایا ممنون
مولای یا مولای
انت مولا و انا العبد
و هل یرحم العبد الا المولا؟
خدایا
منم می خوام شهید بشم
می خوام شهید بشم ولی هیچ کس نفهمه
می خوام شهید نشم ولی بسوزم
می فقط بسوزم ولی صدام درنیاد
می خوام آدم بشم
می خوام از زندگیم لذت ببرم
خدایا می خوام دوستم داشته باشید
خدایا
می خوام دوستم داشته باشید
خدایا
این اوج حقارته که اصلا حواسم نیست که تمام مدت جلوی چشم شمام
که همه کارهام رو شما دارید میبینید
و اگر کس دیگه ای حاضر باشه
حتی اگر خیال کنم کس دیگه ای حاضرباشه
اونوقت...
ولی خدایا
باور کنید
باور کنید
باور کنید
لا لانک اخف الناظرین...
مادر
دارم می لغزم
سخته ایستادن
خیلی کوچیک
در عین حال خیلی سخت
مثل ماهی از دست آدم در میره
مادر
میشه درست بشه
خسته ام
احتیاج دارم به اینکه کارم یه ذره راحت تر بشه
مادر
دلم براتون تنگ شده
برا شما
برا امام رضا
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه آقا
چقدر دلم براتون تنگ شد
برا حرم
دوباره همون صحنه قشنگ
شب
گوهرشاد
گنبد
گریه
اشک
درددل
لبخند شما
آغوش پر مهر شما
نگاه شما
آرامش
آقا
کی تمام میشه این همه فاصله؟
من می خوام گریه کنم
وتو هم حق نداری یقه ام رو بگیری که از گریه هات هیچی در نمیاد
باش
می خوام گریه کنم
می خوام از این گریه کنم که چرا از گریه هام هیچی در نمیاد
می خوام ازین گریه کنم که جرا آقا منو نمی خواد
می خوام ازین گریه کنم ...
می خاوم گریه کنم
آآآآآی دلم
آآآای خدا
عاطفه گفت انشاالله شهید بشی مثل...
گفتم بذار خودم انتخاب کنم مثل کی شهید بشم
بعد هی فکر کردم: مثل احمدی روشن که برا آقا مهم باشم؟
گفتم نه بیشتر
گفتم مثل شهید مطهری در راه علم و اینا؟
گفتم نه نمی خوام اونقدر عمر کنم
مثل حاج احمد کاظمی که کامل خدا بسوزونم بعد ببرم؟
دیدم ظرفیتش رو ندارم وسط راه میبرم
خیلی فکر کردم به نتیجه ایی نرسیدم
الان هم به نتیجه ای نمی رسم
ولی اگه بخوام خیلی رویایی باشم میگم مثل حر
شرمنده
سرم پایین
از ترس لرزان
بیام پیش آقام
بگم آقا منو می بخشین؟
بعد آقام در آغوشم بگیره...
آآآآآآآآآآآآآآآآی
من اگه جای حر بودم اول یه دل سیر تو بغل آقام گریه می کردم
بعد بری جلوی چشمای آقات پرپر بشی
بعد آقات بیاد سرتو نذاره رو دامنش و تو چشات نگاه کنه و تو بگی :آقا ازم راضی هستین؟
بعد آقات لبخند بزنه
خدایا
میشه اگر لیاقت شهادت رو بهم دادی ی مثل حر شهیدم کنی؟
آرزو بر جوانان عیب نیست
و از کرم تو به دور است
ان تامر بالسوال و تنع العطیه
دور است خدایا
خیلی دور
گفت : در می زنند مهمان است گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است مزن این خانهء مسلمان است
مادرم رفت پشت در، اما
گفت: آرام ما خدا داریم ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه ای به پا داریم پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما
آسمان را به ریسمان بردند آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر، اما
بین آن کوچه چند بار افتاد اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد تا نگاهش به ذوالفقار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما...
(حمیدرضا برقعی)
یک روز یک نفر اما...
همه چی بر میگرده به بی ظرفیتیه خودم
اگر روحم این قدر کوچیک نبود مسائل براش این قدر بزرگ نمی شد
این قدر زود لبریز نمی شد
ولی اگر با نگاه من نگاه کنید به قضایا می بینید که چقدر سخته
برای یه پیاله خیلی سخته دریا رو در خودش جا دادن
یا می شکنه
یا باید کش بیاد و بزرگ بشه
که هردوش درد داره
آقا
دلم براتون تنگ شده
خیلی
کاش میشد بیام
سلام آقا
امروز بهتر بود
خدا رو شکر
ممنون
شروع کردم ولی تا کی ادامه میدم رو فقط خدا می دونه
آقا
ممنون
آقا می خوام همت کنم
می خوام این یه کار رو انجام بدم
می دونم قولم رو شکستم
ولی از اول
دیگه نمی تونم
آقا دستم رو میگیرید؟
خیلی بی پناهم
خیلی
آقا خواستم به جوادتون قسم بدم
ولی نمی تونم
فق التماس دارم برای به جوش آوردن دریای رحمت شما
آقا
رحم...
نمی تونم تمرکز کنم
هرچی دانلود می کنم نمی تونم جمع بندی کنم
اصلا ...
جنبش هم هنوز نخوندم
خدایا...
بی قرارم
ناله دارم
جز تو ارباب خریداری ندارم
آقا
هیجی نمی خوام
خجالت کشیدم دیگه که هر وقت اومدم یه چیزی خواستم
دلم پره
اومدم پیش شما یه ذره آرامش پیدا کنم
آقا
دلم براتون تنگ شده
خدایاااااااااااااااااا
نمی تونم
خدایا
من ...
خدایا
همه چی تقصیر خودمه
همه چی
خدایا
میشه نگاهی به قلبم کنید تا شاید اندکی آرامش
خدایا...
شدیدا احساس تهی بودن می کنم...